قاضى احمد تتوى / آصف خان قزوينى

23

تاريخ الفي ( فارسى )

پايه بود كه اكبر شاه خطاب به شيخ ابو الفضل گفته بود : ما فلانى [ - بداؤنى ] را جوان فانى صوفى مشربى خيال مىكرديم ، امّا او خود چنان فقيه و متعصّب [ ى ] ظاهر شد كه هيچ شمشيرى رگ گردن تعصّب او را نتواند بريد . « 1 » آصف خان ميرزا جعفر بن بديع الزمان بن آقا ملّا قزوينى ، ملقّب به قوام الدين و سپس به آصف خان ( 989 ه . ق . ) ، شاعر پارسىگوى هند ، مورّخ ، و از اميران بابرى در عهد اكبر شاه و جهانگير . آقا ملّا قزوينى ، جدّ آصف خان ، از منشيان دربار صفوى و پدرش ميرزا بديع الزمان در زمان شاه طهماسب صفوى « حاكم » و به اصطلاح آن زمان « وزير » كاشان بود ، و ميرزا جعفر در آغاز عمر به همراهى جدّ و پدر خود به دربار آمدوشد مىكرد ، و در اين هنگام با شاعران و اديبان مصاحبت داشت و مير حيدر معمايى ، شاعر معروف آن روزگار ، از دوستان و نزديكان او بود . « 2 » ميرزا جعفر در سال 985 ه . ق . از ايران به هند رفت و به وسيلهء عمّ خود ميرزا غياث الدين على آصف خان ، كه از اميران دربار اكبر شاه بود ، به دربار راه يافت و به منصب دويستى ( - فرمانده دويست نفر ) منصوب شد ، ولى چون اين مقام را دون شأن خود مىدانست آن را رها كرد و از دربار كناره گرفت . مدتى بعد ، پس از وفات عمويش ( 989 ه . ق . ) دوباره به دربار آمد و به مقام ميربخشى ، كه همان خزانه‌دارى دربار است ، رسيد و ضمنا منصب دو هزارى نيز به وى محوّل گرديد و لقب آصف خانى يافت . شاهنواز خان او را از « يكتايان روزگار » توصيف مىكند و مىنويسد : « در همه فن صاحب فن ، و در هرهنر تمام . فهم تند و فطرت بلند او شهرهء آفاق » . و بعد ، از قول خود آصف خان اضافه مىكند كه « هرچه من بديهه نفهمم ، بىمعنى خواهد بود » . « 3 » ابو الفضل ناگورى در آيين اكبرى ضمن معرفى قافيه‌سنجان دربار اكبرى ، او را « در بتكچيگرى ( - نويسندگى ) چيره‌دست » معرفى مىكند و مىنويسد كه « فهم عالى دارد و لختى آگهى اندوخته ، باستانى سرگذشت نيكو گزارد » . « 4 » باز صمصام الدوله مىگويد : « به يك نگاه تمام سطر را مىخواند . . . و شعر و انشاى او كمال متانت دارد . به اعتقاد جمعى ، بعد از شيخ

--> ( 1 ) . بداؤنى ، پيشين ، ص 398 . ( 2 ) . دايرة المعارف بزرگ اسلامى ، مدخل آصف خان ، به نقل از تاريخ عالم‌آراى عباسى ، ج 1 ، ص 128 . ( 3 ) . شاهنواز خان ، مآثر الأمراء ، ج 1 ، ص 111 . ( 4 ) . ابو الفضل مبارك ، آيين اكبرى ، ج 1 ، ص 306 .